تبلیغات
چی می خوای بگو بذارم
چی می خوای بگو بذارم
خلیج فارس Persian Gulf

لینک روزانه

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینک ثابت

صفحات جانبی

javahermarket

این وبلاگ بر اساس قوانین مدنی و حقوقی جمهوری اسلامی ایران بنا نهاده شده و خارج از آنها عمل نمی نماید.

Check Google Page Rank pagerank searchengine optimization

ارسال پیامك های خنده دار و جك

سیستم ارسال پیامك وبلاگ راه اندازی شد.

عزیزان در پی اختلالات بوجود اومده در سیستم ارسال پیامك های خنده دار و جك كه قرار بود چندی پیش راه اندازی شود اینبار سیستم راه اندازی و چك گردید اما متاسفانه بانك اطلاعات شما همراهان گرامی از حافظه سیستم پاك شده و از شما دوستان تقاضا می شود مجدد مشخصات خود را برای ما ارسال نمایید لطفا به دوستان دیگر خود نیز كه برای سیستم ارسال جك (جوك) تمایل دارند اطلاع رسانی نمایید.

شایان ذكر است تمامی هزینه ها بر عهده ما بوده و شما بابت عضویت در این سیستم هیچ مبلغی نمی پردازید.

دوستان عزیز لطف كنید مشخصات خود را وارد نمایید با فرمت ذیل در قسمت نظرات و به صورت خصوصی ارسال نمایید :


1- شماره تلفن همراه به صورت زیر :
                               -     09


2- شهر محل اقامت :
استان / شهر


3- آدرس ایمیل
(عزیزان ایمیل به طور معمول با www شروع نمی شود.)


4- عزیزان تهرانی منطقه محل سكونت :
( 1 ، 2 ، 3 ، ... ، 20 ، 21 ، 22 )


مجددا عرض می كنم این سیستم هیچگونه وجهی برای اشتراك از شما اخذ نمی نماید و هیچ هزینه ای برای شما ندارد.

قبض آب

قبض آب غضنفر زیاد میاد
به بچه هاش میگه ، فردا که رفتم پرینت آب رو گرفتم
معلوم میشه کی هی میره دستشویی !!

مرد واقعی و مسلمان واقعی

میگویند  وقتی رضا شاه تصمیم گرفت بانک ملّی را تأسیس کند برای بازاری ها پیغام فرستاد که از بانک ملّی اوراق قرضه بخرند. هیچکدام از تجّار بازار حاضر به این کار نشد. وقتی خبر به خانم فخرالدّوله، مالک بسیار ثروتمند، خواهر مظفّرالدین شاه و مادر مرحوم دکتر امینی رسید، به رضاشاه پیغام فرستاد که مگر من مرده ام که می خواهی از بازار پول قرض کنی ؟ من حاضرم  در بانک ملّی سرمایه گذاری کنم. و به این ترتیب بانک ملّی با پول خانم فخرالدّوله تأسیس شد.
 
یکی از قوانینی که در زمان رضا شاه تصویب شد قانون روزهای تعطیلی مغازه ها و ادارات بود. به این ترتیب هر کس به خواست خود و بدون دلیل موجّهی نمی توانست مغازه اش را ببندد. روزی رضاشاه با اتوموبیلش از خیابانی می گذشت که متوجّه شد مغازه ای بسته است. ناراحت شد و دستور داد که صاحب آن مغازه را پیدا کنند و نزد او بیاورند. کاشف به عمل آمد که صاحب مغازه یک عرق فروش ارمنی است. آن مرد را نزد رضاشاه آوردند. شاه پرسید: پدر سوخته چرا مغازه ات را بسته ای؟ مرد ارمنی جواب داد قربانت گردم امروز روز قتل مسلم بن عقیل است و من فکر کردم صلاح نیست در این روز عرق بفروشم. شاه دستور تحقیق داد و دیدند که حقّ با عرق فروش ارمنی است. آنوقت رضا شاه عرق فروش را مرخص کرد و رو به همراهانش کرد و گفت:
"در این مملکت یک مرد واقعی داریم آنهم خانم فخر الدوله است و یک مسلمان واقعی داریم آنهم قاراپط ارمنی است.

بهره وری

داستان جالب بهره وری 

مورچه هر روز صبح زود سر کار می رفت و بلافاصله کارش را شروع می کرد با خوشحالی به میزان زیادی تولید می کرد 
رئیسش که یک شیر بود، ازاینکه می دید مورچه می تواند بدون سرپرستی بدین گونه کار کند، بسیار متعجب بود.
بنابر این بدین منظور سوسکی را که تجربه بسیار بالایی در سرپرستی داشت و به نوشتن گزارشات عالی شهره بود، استخدام کرد.

 اولین تصمیم سوسک راه اندازی دستگاه ثبت ساعت ورود و خروج بود. او همچنین برای نوشتن و تایپ گزارشاتش به کمک یک منشی نیاز داشت. عنکبوتی هم مدیریت بایگانی و تماسهای تلفنی را بر عهده گرفت.

 شیر از گزارشات سوسک لذت می برد و از او خواست که نمودارهایی که نرخ تولید را توصیف می کند تهیه نموده که با آن بشود روندها را تجزیه تحلیل کند. او می توانست از این نمودارها در گزارشاتی که به هیات مدیره می داد استفاده کند.

 بنابراین سوسک مجبور شد که کامپیوتر جدیدی به همراه یک دستگاه پرینت لیزری بخرد. او از یک مگس برای مدیریت واحد تکنولوژی اطلاعات استفاده کرد 

 مورچه که زمانی بسیار بهره ور و راحت بود،  از این کاغذ بازی و جلساتی که بیشترین وقتش را هدر می داد متنفر بود.
 
 شیر به این نتیجه رسید که زمان آن فرا رسیده که شخصی را به عنوان مسئول واحدی که مورچه در آن کار می کرد معرفی کند 
 این سمت به جیر جیرک داده شد . 
 اولین تصمیم او هم خرید یک فرش و نیز یک صندلی ارگونومیک برای دفترش بود. این مسئول جدید یعنی جیر جیرک هم به یک عدد کامپیوتر و یک دستیار شخصی که از واحد قبلی اش آورده بود، به منظور کمک به برنامه بهینه سازی استراتژیک کنترل کارها و بودجه نیاز پیدا کرد.

 اکنون واحدی که مورچه در آن کار می کرد به مکان غمگینی تبدیل شده بود که دیگر هیچ کسی در آن جا نمی خندید و همه ناراحت بودند.

 در این زمان بود که جیر جیرک، رئیس یعنی شیر را متقاعد کرد که نیاز مبرم به شروع یک مطالعه سنجش شرایط محیطی وجود دارد.

 با مرور هزینه هایی که برای اداره واحد مورچه می شد، شیر فهمید که بهره وری بسیار کمتر از گذشته شده است. بنابر این او جغد که مشاوری شناخته شده و معتبر بود را برای ممیزی و پیشنهاد راه حل اصلاحی استخدام نمود.

 جغد سه ماه را در آن واحد گذراند و با یک گزارش حجیم چند جلدی باز آمد، نتیجه نهایی این بود: تعداد کارکنان زیاد است.

 حدس می زنید اولین کسی که شیر اخراج کرد چه کسی بود؟ 
 مورچه؛ چون او عدم انگیزه اش را نشان داده و نگرش منفی داشت.

صیغه 99ساله

مسعود به جایگاه آمده و گفت: من و سهیلا با هم صیغه 99 ساله خوانده بودیم. من تاجر بودم وضع مالی خوبی داشتم. پس از آشنایی با سهیلا وی از من خواست اگر مایل به ادامه رابطه هستم با هم صیغه بخوانیم تا رابطه مان مشكل شرعی نداشته باشد و به گناه نیفتیم. چون خانواده پدری‌ام در خارج بودند و من خویشاوند نزدیكی در ایران نداشتم رابطه نزدیكی با خانواده سهیلا پیدا كردم. سهیلا....

ادامه مطلب

 
  • تعداد صفحات :1173
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وبلاگ

جک ها و پیامک ها و کلیه مطالب خود را در نظرات بنویسید تا با نام خودتان در وبلاگ به نمایش در آید.
مدیر وبلاگ : FSD

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • کدام خواننده از نظر شما بهتر از بقیه هستش؟






نویسندگان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :