تبلیغات
چی می خوای بگو بذارم - صیغه 99ساله
چی می خوای بگو بذارم
خلیج فارس Persian Gulf

لینک روزانه

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینک ثابت

صفحات جانبی

javahermarket

این وبلاگ بر اساس قوانین مدنی و حقوقی جمهوری اسلامی ایران بنا نهاده شده و خارج از آنها عمل نمی نماید.

Check Google Page Rank pagerank searchengine optimization

صیغه 99ساله

مسعود به جایگاه آمده و گفت: من و سهیلا با هم صیغه 99 ساله خوانده بودیم. من تاجر بودم وضع مالی خوبی داشتم. پس از آشنایی با سهیلا وی از من خواست اگر مایل به ادامه رابطه هستم با هم صیغه بخوانیم تا رابطه مان مشكل شرعی نداشته باشد و به گناه نیفتیم. چون خانواده پدری‌ام در خارج بودند و من خویشاوند نزدیكی در ایران نداشتم رابطه نزدیكی با خانواده سهیلا پیدا كردم. سهیلا....

.... برادر معتادی داشت كه به عناوین مختلف از من پول می‌گرفت. من و سهیلا عاشق هم بودیم و 14 سال به این صورت با هم زندگی كردیم. من با اینكه خانه‌ای در حوالی پارك ساعی داشتم منزلی در میدان فردوسی اجازه كردم تا رفت و آمد سهیلا به محل تحصیلش راحت باشد. او هم درس وكالت خواند و وكیل شد. بعد هم دفتر وكالتی برای او اجاره كرده و قرار گذاشتیم تا همه كارمندان آن دفتر زن باشند.

چند ماه قبل از حادثه من خبری را شنیدم كه دنیا روی سرم خراب شد. سعید برادر سهیلا به من گفتد كه سهیلا با مردی در شورای حل اختلاف یكی از ادارات رابطه دارد. سعید پس از متهم كردم من به بی‌غیرتی گفت خودش این مرد را كه رامین نام داشت می‌كشد. وی از من 800 هزار تومان پول گرفت و گفت به زودی رامین را از سر راه بر می‌دارد. البته چند روز بعد متوجه شدم سعید كه به شیشه و كراك اعتیاد داشت مرا به بهانه قتل این مرد تلكه كرده است. اما من خودم رد قضیه را گرفتم و متوجه شدم موضوع واقعیت دارد و زنم با رامین رابطه دارد. بعد از آن من با سهیلا صحبت كرده و از او خواهش كردم اگر مایل به ادامه رابطه‌مان نیست از هم جدا شویم اما او مدعی بود عاشق من است. اما وی به ارتباطات خود ادامه داد و من از ادامه این روابط اطلاع داشتم.

پیگیری موضوع نامه

متهم ادعا كرد: مدتی گذشت و من مطلع شدم زنم با یكی از دوستانم هم رابطه دارد و این موضوع را وقتی فهمیدم كه نامه‌ای عاشقانه از دفتر همسرم پیدا كردم كه نشان از رابطه وی با یكی از دوستانم بود. روز حادثه با اینكه روز تعطیل بود او گفت می‌خواهد به محل كارش برود چرا كه مراجعه كننده دارد. وقتی از خانه خارج شد من چند بار با او تماس گرفتم اما او جواب تلفن مرا نداد و سرانجام ظهر خودش زنگ زده و گفت برای صرف نهار با موكلش بیرون رفته است. بعدازظهر كه به خانه برگشت من درباره نامه‌ای كه از دفتر او پیدا كرده بودم از او توضیح خواستم. سپس برای اینكه او را بترسانم چند ضربه چاقو به وی زدم ولی قصد كشتن او را نداشتم و ضرباتم هم مرگبار نبود. بعد هم موضوع را خانواده‌اش اطلاع دادم ولی نمی‌دانم چرا او مرد چرا كه ضرباتم كشنده نبود. من سهیلا را زدم اما قصدم قتل نبود و اتهام قتل عمد را قبول ندارم.

در پایان جلسه هیات قضات وارد شور شد تا رای خود را درباره متهم صادر كند.

درباره وبلاگ

جک ها و پیامک ها و کلیه مطالب خود را در نظرات بنویسید تا با نام خودتان در وبلاگ به نمایش در آید.
مدیر وبلاگ : FSD

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • کدام خواننده از نظر شما بهتر از بقیه هستش؟






نویسندگان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :